قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

738

درة التاج ( فارسى )

مشرق است از آن امداد روح كند - و تفريح قلب - و بسط نفس ، - از آن جهت كى نور محبوب روح است ، و معشوق او ، و ظلمت بضدّ . و نشايذ ( كى ) او را نظر كردن در نقوش دقيقهء مختلفه تا نفس مشغول نشوذ بتأمّل آن ، و نه در دور ، و قصور ، و ولدان ، و غلمان ، - جه نظر درين از آنهاست كى اثارت شهوت كند ، و قطع مريد از مطلوب او ، بل كى واجب است كى نظر كند به آسمان ، و زمين ، و جبال ، و بحار ، و مفاوز ، - جه اعتبار به اينها از آنهاست كى مايل گرداند به آن جناب و از آن مسموعات است ، و الحان « 1 » مقترنه را بكلامى كى مشعر باشد بغرض طالب مدخلى عظيم [ است ] در غرض . و بايد كى مريد اجتهاد كند در تقليل كلام ، و استماع آن . و بايد كى مسكن او در قلل جبال و مواضع خالى باشد ، - جه آن تخليص كند از بسيارى از قواطع . و از آن مشمومات است و روايح طيّبه ممدّ اعضاء رئيسه‌اند ، - پس واجب باشد تعاهد آن با مراعات حال اهويه ، جه آن از اقوى امور ضروريست . و از آن ملموسات است ، و واجب باشد [ كه ] اقتصار كند در ملبوس بر آنج دفع « 2 » ضرر برد و حرّ كند - لا غير . و ترك جماع كند بيكبارگى - اگر ممكن باشد و الّا تقليل كند ، و استعانت كند بر آن بصوم ، و قلّت اكل . و اشتغال مريدان بذكر دايم و ترك احساس - و حركات ، و قطع خواطرى كى او را بأين عالم كشند از اقوى معينات « 3 » است - بر حصول غرض مقصود . و اگر توفيق از خداى تعالى معاضد نباشد ، هيج ازينها سوذ ندارذ - با آنك منعى از آن جناب نيست ، و نه حجابى « 4 » بل كى احتجاب متخصّص است بجانب ما ، و نفحات الهى دائم است ، و مستمرّ ، و هر كرا توفيق توصّل به آن داذه‌اند رسيد . وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ .

--> ( 1 ) - الحال - ط . ( 2 ) - به آن دفع - اصل . ( 3 ) - اقوى مغيبات - م - قوى معينات - ط . ( 4 ) - حجاب بىاصل - .